درباره یک در، یا سرومد زمستون

پانارومای انجمن اسلامی

برای خیلی از دانشجویانی که در دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه خواجه نصیر درس می‌خوانند، مخصوصا ورودی‌های جدید‌تر مثل  من که از سال ۹۲ به این دانشگاه آمدم، همیشه یک سوال مطرح بود و یک در بسته، این که این در، در کجاست و چرا این همه وقت بسته‌است و اصلا داستان چیه؟ کمی بعد که با بچه‌های فعال دانشگاه آشنا شدیم، فهمیدیم این در، در اتاق انجمن اسلامی دانشکده برق و کامپیوتره که از سال ۸۷ پلمب است و کسی داخل آن نرفته، دری که هفت سال است بسته است و روی آن قفلی زده بودند، و پنجره‌ای باز که هرچه خاک و کثیفی و باران و نم است را به داخلش بکشونه تا سریع‌تر و بیشتر خراب شه. از شیشه خاک گرفته در که داخل را نگاه می‌کردیم، زمین پر بود از روزنامه‌های قدیمی که در هم و برهم روی هم ریخته بودند و میزی در وسط، کتابخانه‌هایی که در کنجی خاک می‌خوردند ولی خالی نبودند و پر بودند از کتاب های جورواجور. این در تقریبا نمادی شده بود، روزهایی بود که هرروز یک شاخه گل روی آن می‌گذاشتیم به این امید که باز شود و حتی روز دانشجو (۱۶ آذر ۹۴)، این در را در حرکتی خود‌جوش و دانشجویی گلباران کردیم، شاید قدرت و هم‌بستگی دانشجویان این قفل را بشکند که شکاند.

ادامه مطلب